گاهی لازم نیست برای تغییر یه چیز، کاربر وارد یه صفحهی جدید بشه.
این ایده توی UX به Edit in Place معروفه؛ یعنی کاربر بتونه یه مقدار رو همون جایی که میبینه، ویرایش کنه.
مثلاً توی یه پنل مدیریت فروشگاه، لیست محصولات رو داریم و موجودی هر محصول هم کنار اون نمایش داده میشه.
بهجای اینکه برای تغییر موجودی، کاربر وارد صفحهی جزئیات محصول یا.. بشه، میشه با یک کلیک روی موجودی، همونجا اون رو به یه فیلد تبدیل کرد تا کاربر مقدار جدید رو وارد کنه.
کاربر برای یه تغییر ساده مجبور نیست صفحه رو ترک کنه، چیزی رو پیدا کنه و دوباره برگرده.
یجورایی لازم نیست برای یه کار ساده، کاربر رو از چند مرحله رد کنیم :)
یکی از نکتههایی که توی طراحی مینیمال باید بهش توجه کنیم، اینه که مینیمال بودن به معنی خالی کردن صفحه از المانها نیست.
فضای خالی، رنگهای محدود و حذف چیزهای اضافی میتونن ظاهر یک UI رو سادهتر کنن، اما قرار نیست فقط برای مینیمالتر شدن، هر چیزی رو از صفحه حذف کنیم.
گاهی یک دکمه، یک خط جداکننده یا حتی یک متن کوتاه، همون چیزیه که باعث میشه کاربر راحتتر صفحه رو بفهمه.
مینیمال یعنی سادهتر کردن UI، نه خالیتر کردنش.
minimal ≠ empty
یک اصل در طراحی رابط کاربری
همهی اطلاعات رو لازم نیست از همون ابتدا به کاربر نشون بدیم.
اصل Progressive Disclosure میگه اطلاعات و گزینههای پیچیدهتر رو زمانی نمایش بدیم که کاربر واقعاً بهشون نیاز داره.
مثلاً فرض کنید یک صفحه برای ویرایش پروفایل داریم.
بهجای اینکه از همون ابتدا تمام تنظیمات رو نمایش بدیم:
- نام
- ایمیل
- شماره تلفن
- رمز عبور
- تنظیمات اعلانها
- تنظیمات حریم خصوصی
- حذف حساب
و..
میتونیم اطلاعات اصلی رو نمایش بدیم و گزینههایی با اهمیت کمتر رو پشت بخشهایی مثل «تنظیمات پیشرفته» قرار بدیم. این کار باعث میشه کاربر در نگاه اول با یک صفحهی شلوغ مواجه نشه و برای انجام کارهای معمول، مجبور نباشه از بین دهها گزینه چیزی رو پیدا کنه. نکته مهم اینه که Progressive Disclosure به معنی مخفی کردن قابلیتها نیست؛ یعنی قابلیت همچنان باید قابل پیدا کردن باشه، فقط قرار نیست همهچیز همزمان جلوی چشم کاربر باشه. گاهی یک طراحی خوب با اضافه کردن چیزی بهتر نمیشه بلکه با حذف چیزی که کاربر فعلاً بهش نیاز نداره بهتر میشه :)
توی فرمهای چندمرحلهای، بهتره اطلاعات مرحلههای قبلی از بین نره.
مثلاً اگه کاربر تا مرحلهی سوم پیش رفته و برای بررسی چیزی به مرحلهی قبل برمیگرده، نباید با برگشتن به مرحلهی بعد مجبور بشه اطلاعاتش رو دوباره وارد کنه.
و اگه فرم طولانیه، بهتره پیشرفت کاربر رو هم مشخص کنیم؛ مثلاً:
مرحله ۳ از ۵
اینطوری کاربر هم میدونه کجای فرمه، هم میفهمه چقدر دیگه باقی مونده.
بهتره توی فرمها، پیام خطا رو تا جای ممکن واضح و مشخص بنویسیم.
مثلاً بهجای اینکه فقط بنویسیم «اطلاعات واردشده صحیح نیست.»
بهتره مشخص کنیم کدوم فیلد مشکل داره و چه چیزی باید اصلاح بشه؛
مثلاً «شماره موبایل باید ۱۱ رقم باشد.»
هرچی پیام خطا واضحتر باشه، کاربر سریعتر میتونه مشکل رو برطرف کنه.