” با پیشرفت AI، ساختن محصول از همیشه راحتتر شده. شاید حالا سؤال مهمتر این باشه که چه مسئلهای ارزش حل کردن داره و چه چیزی ارزش ساختن. “
با سرعتی که AI داره پیش میره، ساختن خیلی از چیزهایی که قبلاً برامون سخت بود، داره راحتتر میشه.
قبلاً ممکن بود برای ساخت یک محصول چند ماه زمان لازم داشته باشیم، کلی کد بنویسیم، با مشکلات مختلف درگیر بشیم و تازه بعد از مدتها به یک نسخه قابل استفاده برسیم.
ولی الان خیلی از این مراحل میتونن خیلی سریعتر اتفاق بیفتن.
AI میتونه بخش زیادی از کدنویسی رو انجام بده، UI بسازه، ایدههامون رو تبدیل به یک نمونه اولیه کنه و کمک کنه یک محصول رو خیلی سریعتر از چیزی که قبلاً ممکن بود توسعه بدیم.
و راستش رو بخواید، این موضوع باعث شده مدتیه درباره خود SpaceDev هم دوباره فکر کنم :)
من SpaceDev رو با یک ایده مشخص شروع کردم و بخش زیادی از ارزشی که فکر میکردم میتونم ایجاد کنم، به چیزهایی مربوط میشد که ساختنشون برای یک توسعهدهنده زمان و انرژی میخواست.
اما حالا بخشی از همون کارها با AI خیلی راحتتر شده.
برای همین این روزها در کنار اینکه همچنان دارم روی SpaceDev کار میکنم، دارم به این فکر میکنم که چه چیزهایی میتونن دوباره ارزش بیشتری برای SpaceDev ایجاد کنن و چه مسیرهایی ممکنه به رشدش کمک کنن.
و همینجا یه سؤال برای خودم پیش اومده:
حالا که ساختن یک محصول داره راحتتر میشه، باید بیشتر دنبال چه چیزی باشیم؟
قبلاً وقتی ایدهای داشتیم، یکی از اولین سؤالها این بود که آیا میتونیم این رو بسازیم؟
چقدر زمان میبره؟
چقدر هزینه داره؟
چه کسی قراره توسعهش بده؟
آیا از نظر فنی امکانپذیره؟
این سؤالها هنوز هم مهم هستن، ولی با پیشرفت AI، بعضی از دغدغههایی که موقع ساخت یک محصول داشتیم، دیگه مثل قبل جدی نیستن.
خیلی از کارهایی که قبلاً زمان زیادی میگرفتن، الان راحتتر انجام میشن.
در نتیجه شاید بهتر باشه قبل از اینکه خیلی درگیر ساختن بشیم، بیشتر درباره خود مسئله فکر کنیم.
مثلاً اگه ایدهای داریم، اول از خودمون بپرسیم:
چه مشکلی رو میخوام حل کنم؟
بعد:
چه کسی این مشکل رو داره؟
و بعد:
راهحل من دقیقاً قراره چه کاری برای این آدم انجام بده؟
اینها سؤالهای خیلی سادهای به نظر میرسن، ولی به نظرم میتونن جلوی خیلی از ایدههایی رو بگیرن که فقط در ذهن خودمون جذاب به نظر میرسن.
فرض کنید یک ایده داریم.
قبل از اینکه شروع کنیم به ساختنش، میتونیم خیلی ساده مسئلهای که میخوایم حل کنیم رو برای خودمون بنویسیم.
مثلاً:
چه مشکلی وجود داره؟
بعد مشخص کنیم:
چه کسی این مشکل رو داره؟
و بعد:
سادهترین راهی که میتونیم این مشکل رو حل کنیم چیه؟
لازم نیست از همون اول یک محصول کامل داشته باشیم.
اتفاقاً شاید بهتر باشه اول کوچیکترین چیزی رو بسازیم که بتونه راهحل ما رو امتحان و تست کنه.
چون ممکنه بعد از ساختن اولین نسخه بفهمیم چیزی که فکر میکردیم مشکل اصلیه، اصلاً اونقدر مهم نیست.
یا بفهمیم راهحلی که در ذهنمون داشتیم، زیادی هم کاربردی نیست.
یا حتی متوجه بشیم مسئله خیلی بزرگتر از چیزی بوده که فکر میکردیم.
برای همین به نظرم یکی از مهمترین تغییراتی که باید در ذهنمون ایجاد کنیم اینه که لازم نیست قبل از شروع، همه چیز رو بدونیم.
میتونیم با یک مسئله مشخص و یک راهحل خیلی ساده شروع کنیم و در ادامه ببینیم چه چیزی جواب میده.
موضوع فقط این نیست که خودمون میتونیم سریعتر محصول بسازیم.
ممکنه حتی کسی که محصول ما رو میبینه هم بتونه خیلی راحت اون رو برای خودش بسازه.
فرض کنید مدتها روی یک ایده فکر کردیم.
یک مشکل واقعی پیدا کردیم و برای اون یک راهحل داریم.
بعد محصولمون رو ساختیم و منتشر کردیم.
حالا یک نفر که دقیقاً همین مشکل رو داره، محصول ما رو میبینه و متوجه میشه که ایده ما چطور مشکلش رو حل میکنه.
اما به جای اینکه بیاد و از محصول ما استفاده کنه، میتونه بره و با کمک AI چیزی شبیه همون رو برای خودش بسازه.
بدون اینکه حتی لازم باشه هزینهای به ما پرداخت کنه.
اینجاست که آدم میره تو فکر :)
چون قبلاً ممکن بود بین «فهمیدن یک ایده» و «ساختن اون ایده» فاصله خیلی زیادی وجود داشته باشه.
اما الان این فاصله داره کمتر میشه.
یعنی ممکنه یک نفر ایده ما رو ببینه، مشکلش رو بفهمه و تصمیم بگیره خودش راهحلش رو بسازه.
بنظرم نه.
ولی این به این معنی نیست داشتن یک ایده دیگه ارزشی نداره. اتفاقاً برعکس، وقتی ساختن راحتتر میشه، داشتن یک ایده خوب میتونه مهمتر هم بشه.
چون آدمهای بیشتری میتونن ایدههاشون رو امتحان کنن، پس شاید تفاوت اصلی بین خیلی از محصولات، فقط این نباشه که چه کسی میتونه چیزی رو بسازه.
بلکه این باشه که:
چه کسی مسئله بهتری پیدا کرده؟
چه کسی مسئله رو بهتر فهمیده؟
چه کسی راهحل مناسبتری پیدا کرده؟
چه کسی تجربه بهتری ساخته؟
و چه کسی تونسته محصولش رو به آدمهای درست برسونه؟..
به نظرم شاید بد نباشه به جای اینکه همیشه بپرسیم:
«چی بسازم؟»
از خودمون بپرسیم:
«چه مشکلی وجود داره که هنوز راهحل خوبی براش نداریم؟»
یا حتی:
«چه مشکلی وجود داره که راهحلهای فعلیش کافی نیستن؟»
ممکنه یک نفر همین الان مشکلی داشته باشه و برای حلش از چند ابزار مختلف استفاده کنه.
شاید هیچکدوم از اون ابزارها به تنهایی بد نباشن، ولی کنار هم تجربه خوبی ایجاد نکنن.
شاید یک راهحل وجود داشته باشه، ولی خیلی پیچیده باشه.
شاید محصولی وجود داشته باشه، ولی برای گروه خاصی از کاربران مناسب نباشه.
شاید اصلاً راهحلی وجود نداشته باشه.
اینجاهاست که به نظرم میتونیم ایدههای خوبی پیدا کنیم.
نه اینکه فقط بشینیم و منتظر یک ایده عجیب و خارق العاده باشیم:))
گاهی یک مشکل ساده که آدمهای زیادی هر روز باهاش درگیرن، میتونه نقطه شروع خیلی ساده و بهتری باشه.
من فکر نمیکنم بهترین استفاده از AI این باشه که فقط باهاش سریعتر کد بزنیم.
البته که این خودش ارزش زیادی داره.
ولی اگه قرار باشه همه به همین ابزارها دسترسی داشته باشن، سرعت ساختن کمکم برای افراد بیشتری تبدیل به یک چیز معمولی میشه.
پس شاید بهتر باشه از AI به عنوان یک اهرم استفاده کنیم.
یعنی چیزی که کمکمون میکنه سریعتر ایدههامون رو امتحان کنیم.
یک مشکل پیدا کردیم؟
سریعتر یک نمونه اولیه بسازیم.
یک راهحل به ذهنمون رسیده؟
سریعتر امتحانش کنیم.
نمیدونیم ایدهمون خوبه یا نه؟
به جای چند ماه فکر کردن، شاید بشه یک نسخه خیلی ساده ازش ساخت و دید چه اتفاقی میفته.
واقعا یکی از بهترین فرصتهایی که AI بهمون داده همینه؛
اینکه بتونیم ایدههامون رو خیلی سریعتر امتحان کنیم.
قبل از اینکه ماهها وقت بذاریم، میتونیم یه نسخه ساده بسازیم و ببینیم اصلاً ارزش ادامه دادن داره یا نه.
این حرفها قرار نیست باعث بشه فکر کنیم هر ایدهای که به ذهنمون رسید باید سریع بریم و یک محصول کامل براش بسازیم.
برعکس.
شاید حالا که ساختن راحتتر شده، باید قبل از ساختن کمی بیشتر فکر کنیم.
مسئله چیه؟
کاربر هدف کیه؟
چرا این مسئله مهمه؟
الان چطور حلش میکنه؟
راهحل ما چه چیزی رو بهتر میکنه؟
و کوچکترین چیزی که میتونیم بسازیم تا بفهمیم ایدهمون ارزش ادامه دادن داره یا نه، چیه؟
بعد میتونیم شروع کنیم.
نه با این فرض که از روز اول قراره یک محصول کامل داشته باشیم.
فقط با این هدف که بفهمیم آیا چیزی که در ذهنمون داریم، واقعاً ارزش ساختن داره یا نه.
واقعیت اینه که من نمیدونم چند سال دیگه ساختن یک محصول چقدر راحتتر میشه.
شاید چند سال دیگه، چیزهایی که امروز برای ساختنشون به زمان و تخصص زیادی نیاز داریم، دیگه اینقدر سخت نباشن.
شاید حتی مدل کسبوکار خیلی از محصولات تغییر کنه.
شاید آدمها بتونن بخش زیادی از ابزارهایی که نیاز دارن رو خودشون بسازن.
شاید محصولاتی که امروز برای ساختنشون ماهها زمان میذاریم، در آینده با چند ساعت کار قابل ساختن باشن.
و شاید اتفاقهای خیلی دیگهای بیفته که الان حتی نمیتونیم تصورشون کنیم.
برای همین فکر نمیکنم لازم باشه از AI بترسیم یا مدام نگران این باشیم که چه چیزی قراره از بین بره.
به نظرم بهتره ازش استفاده کنیم.
اگه ایدهای داریم، امتحانش کنیم.
اگه مشکلی میبینیم، بررسیش کنیم.
اگه راهحلی به ذهنمون میرسه، یک نسخه ساده ازش بسازیم.
اگر محصولی داریم، ببینیم چطور میتونیم ارزش بیشتری براش ایجاد کنیم.
چون شاید مهمترین مزیتی که الان داریم، همین فرصتی باشه که میتونیم خیلی سریعتر از قبل ایدههامون رو امتحان کنیم.
منم هنوز دارم روی خود SpaceDev کار میکنم، ولی همزمان دارم دوباره به این فکر میکنم که با شرایط جدید چه چیزهایی میتونن بهش ارزش بیشتری بدن و چه مسیرهایی ارزش امتحان کردن دارن.
فعلاً جواب مشخصی برای همه این سؤالها ندارم.
شاید حتی بعضی از چیزهایی که الان به نظرمون جذاب میان، در نهایت ارزش ساختن نداشته باشن.
ولی فکر میکنم بهتره به جای اینکه فقط منتظر بمونیم ببینیم آینده چه اتفاقی برامون میسازه، خودمون هم شروع کنیم به امتحان کردن چیزای بیشتر.
چون حالا که ساختن از همیشه راحتتر شده، شاید بدترین کار این باشه که ایدهای داشته باشیم و فقط دربارهش فکر کنیم.
اگه چیزی توی ذهنتونه، شاید دیگه وقتشه یک بار بشینید پیادهش کنید و امتحانش کنید.
نه لزوماً با یک محصول کامل.
یک شروع ساده.
و شاید همین شروع ساده، شما رو به چیزی برسونه که اصلاً فکرش رو نمیکردید :)
امیدوارم خوندن این نوشته براتون مفید بوده باشه ❤️
فعلاً تا بعد 👋
دیدگاه و یا پرسش خود را برای ما ارسال کنید.
هنوز دیدگاه یا پرسشی ایجاد نشده است :/
تجربهها، دیدگاهها و نکات الهامبخشی که با شما به اشتراک میگذاریم.